تبليغاتX
علم الهدى

طرح صلوات تا ظهور حضرت مهدي ( عج

http://elmolhoda.blogfa.com

برای خواندن قوانین مسابقه اینجا کلیک کنید.

سوال ماه سوم:

سیمای ظهور را شرح دهید؟

راهنمایی: برای پیدا کردن پاسخ به موضوع " آخر الزمان " رجوع کنید.

نحوه ارسال پاسخ:

پاسخ خود را + شهر محل سکونت خود در قسمت نظرات به صورت خصوصی وارد کنید.

جوایز مسابقه:

12 ساعت اینترنت رایگان برای سه نفر از عزیزانی که پاسخ صحیح را ارائه دهند.

مهلت ارسال جواب:

تا ساعت صفر عاشقی ( بیست و چهار آخرین پنج شنبه ) دی ماه 1388

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم دی 1388;ساعت 21:21;  توسط رسول گ.م;  | 

http://elmolhoda.blogfa.com

سوال: غیبت امام زمان (عج) چه حکتهایی دارد؟

پاسخ: گزینه اول:  سنّت الهى، آزمايش مردم و گناهان مردم

برای مطالعه متن کامل حکمت های غیبت امام زمان (عج) اینجا کلیک کنید.

برندگان: متاسفانه هیچ یک از عزیزان پاسخ صحیح را ارائه نکردند.

به امید آنکه مسابقه دی ماه برنده داشته باشد.

برای سلامتی و تعجیل در ظهور آقا امام زمان (عج) صلواتی مرحمت بفرمایید.

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم دی 1388;ساعت 21:5;  توسط رسول گ.م;  | 

آقـا مـحـمـد, كه متجاوز از چهل سال متولى شمعهاى حرم عسكريين و سرداب مطهربوده است .
مى فرمايد: والده من , كه از صالحات بود, نقل كرد:روزى با اهل بيت عالم ربانى , آخوند ملا زين العابدين سلماسى (ره ), و خود آن مرحوم , در سرداب مقدس همان ايامى كه ايشان مجاور سامرا بود و قصد داشت بناى قلعه آن شهر را تمام كند, بوديم .
آن روز, جمعه بود و جناب آخوند سلماسى مشغول خواندن دعاى ندبه شد و مثل زن مصيبت زدهو مـحب فراق كشيده مى گريست و ناله مى كرد.
ما هم با ايشان در گريه وناله شركت مى كرديم .
در هـمين وقت ناگاه بوى عطرى وزيدن گرفت و در فضاى سرداب منتشر و هوا از آن پر شد, بهطـورى كـه همه ما را مدهوش كرد.
همگى ساكت شديم و قدرت صحبت كردن را نداشتيم .

http://elmolhoda.blogfa.com


مدت زمـان كمى گذشت و آن عطر خوشبوهم رفت و هوا به حالت اول خود برگشت و ما هم مشغولخواندن بقيه دعا شديم .
وقـتـى بـه مـنزل مراجعت نموديم , از جناب آخوند ملا زين العابدين راجع به آن بوى خوش سؤالكردم .
فرمود: تو را چه به اين سؤال ؟ و از جواب دادن خوددارى فرمود.
عالم متقى , آقا عليرضا اصفهانى (ره ), كه كاملا با آخوند سلماسى خصوصى بود, نقل كرد: روزى ازآن مرحوم راجع به ملاقات ايشان با حضرت حجت (ع ) سؤال كردم وگمان داشتم كه ايشان مثلاسـتـاد خـود, سيد بحرالعلوم (ره ) باشند و تشرفاتى داشته اند.
در جواب من , همين قضيه را بدونهيچ كم و زيادى نقل كردند (1)

پی نوشتها:

1- ج 2, ص 150, س 7

منبع: کتاب بركات حضرت ولى عصر (عج) ـ خلاصه العبقرى الحسان

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم آذر 1388;ساعت 20:14;  توسط رسول گ.م;  | 

http://www.elmolhoda.blogfa.com

برای خواندن قوانین مسابقه اینجا کلیک کنید.

سوال ماه دوم:

غیبت امام زمان (عج) چه حکتهایی دارد؟

1- سنّت الهى، آزمايش مردم و گناهان مردم

2- طلب مردم برای رهبر، از بین رفتن پلیدی ها و امید بخشیدن به پیروانش

3- رکود انسان ها ، شناخت حقیقی امام و شناخت موانع انقلاب مهدی و رفع آنها

4- آماده سازی پیروان، تکامل مردم و آمادگی همه جانبه برای ظهور

راهنمایی: برای پیدا کردن پاسخ به موضوع " غیبت " رجوع کنید.

نحوه ارسال پاسخ:

گزینه صحیح را + شهر محل سکونت خود در قسمت نظرات به صورت خصوصی وارد کنید.

جوایز مسابقه:

دوازده ساعت اکانت اینترنت به سه نفر از عزیزانی که جواب درست ارائه دهند.

مهلت ارسال جواب:

تا ساعت صفر عاشقی ( ساعت بیست و چهار آخرین پنج شنبه آذر ماه ) آذر ماه

 http://www.elmolhoda.blogfa.comhttp://www.elmolhoda.blogfa.comhttp://www.elmolhoda.blogfa.com

+ نوشته شده در  جمعه ششم آذر 1388;ساعت 20:58;  توسط رسول گ.م;  | 

http://www.elmolhoda.blogfa.com

پاسخ صحیح گزینه چهار می باشد.

برای دیدن پاسخ کامل در وبلاگ به پست " چرا به امام زمان (عج) مهدي و قائم مي گويند؟ " مراجعه کنید.

برندگان این ماه:

متاسفانه هیچ یک از عزیزان پاسخ را ارائه نکرده بودند.

+ نوشته شده در  جمعه ششم آذر 1388;ساعت 20:48;  توسط رسول گ.م;  | 

http://www.elmolhoda.blogfa.com

میلاد ثامن الائمه حضرت امام رضا (ع) بر شما گرامیان مبارک باد.

برای خواندن قوانین مسابقه اینجا کلیک کنید.

سوال ماه اول:

چرا به امام زمان (عج) لقب قائم را دادند؟

1- زیرا در زمان ظلم حاکمان به امامان گذشته، آنها به یاد امام زمان (عج) می افتادند.

2- زیرا قائم به معنی قیام کننده است و قیام امام زمان (عج) نیز جهانی است.

3- زیرا امامان گذشته زمانی که به یاد امام زمان (عج) می افتادند مى فرمودند: قائم ما انتقام ما را خواهد گرفت

4- همه موارد

راهنمایی: برای پیدا کردن پاسخ به موضوع امام مهدی (عج) رجوع کنید.

نحوه ارسال پاسخ:

گزینه صحیح را + شهر محل سکونت خود در قسمت نظرات به صورت خصوصی وارد کنید.

جوایز مسابقه:

دوازده ساعت اکانت اینترنت به سه نفر از عزیزانی که جواب درست ارائه دهند.

مهلت ارسال جواب:

تا ساعت صفر عاشقی ( ساعت بیست و چهار آخرین پنج شنبه آبان ماه ) این ماه

+ نوشته شده در  جمعه هشتم آبان 1388;ساعت 21:26;  توسط رسول گ.م;  | 

http://www.elmolhoda.blogfa.com

وبلاگ علم الهدی، که جزء وبلاگ های تخصصی درباره امام زمان (عج) می باشد با پیروی از حدیث پیامبر بزرگوار اسلام حضرت محمد مصطفی (ص) مبنی بر آن که هر کس بمیرد و امام زمان خود را نشناسد به مرگ جاهلیت مرده است و به مناسبت ولادت سراسر پر از نور امام رضا (ع) اقدام به اضافه کردن یک موضوع جدید به نام مسابقه شناخت نور کرده است که انشاءالله هر ماه به روز می شود و شما گرامیان  تا ساعت صفر عاشقی ( ساعت بیست و چهار آخرین پنج شنبه هر ماه ) آن ماه فرصت دارید جواب خود را به صورت نوشتن گزینه صحیح + محل زندگی خود در قسمت نظرات به صورت خصوصی وارد کنید.

در حال حاظر جوایز این مسابقه، اهدای دوازده ساعت اکانت اینترنت به سه نفر می باشد، که انشاءالله در مناسبت های ویژه جوایز نفیس تری درنظر گرفته می شود.

+ نوشته شده در  جمعه هشتم آبان 1388;ساعت 21:12;  توسط رسول گ.م;  | 

http://www.elmolhoda.blogfa.com


مرحوم شيخ صدوق رحمة اللّه عليه به نقل از عبدالسّلام هروى حكايت كند:
روزى محضر شريف حضرت علىّ بن موسى الرّضا عليه السلام شرفياب شدم و پيرامون حديثى از امام صادق عليه السلام سؤال كردم كه فرمود: هنگامى كه امام زمان عجّل اللّه تعالى فرجه الشّريف خروج نمايد تمام ذرّيه قاتلين امام حسين عليه السلام را بجهت كردار پدرانشان نابود مى نمايد و انتقام خون جدّ مظلومش را مى گيرد؛ آيا صحيح مى باشد؟
امام رضا عليه السلام فرمود: بلى ، صحيح است .
گفتم : آيه قرآن كه مى فرمايد: نمى توان گناه شخصى را بر ديگرى تحميل كرد، چه مى شود؟
فرمود: خداوند متعال در تمام گفتارش صادق و راست گو است ، وليكن ذرّيه قاتلين حضرت اءباعبداللّه الحسين عليه السلام چون راضى به كردار پدرانشان بودند و به اعمال و حركات زشت آن ها فخر و مباهات مى كردند، پس شريك جرم هستند.

http://www.elmolhoda.blogfa.com


چون هركس راضى به كردار ديگرى - چه خوب و چه بد - باشد در ثواب و عقاب او شريك است ، گرچه شخصى در مغرب ظلم كند و ديگرى در مشرق نسبت به كار او راضى و خوشحال باشد، پس در اين صورت شريك جرم محسوب مى شود.
سپس افزود: امام زمان عليه السلام چنين افرادى را خواهد كشت .
بعد از آن عرضه داشتم : ياابن رسول اللّه ! بعد از آن كه امام زمان عليه السلام خروج نمايد، ابتداء از كجا و نسبت به چه امورى اقدام مى فرمايد؟
امام رضا عليه السلام در جواب فرمود: وقتى قائم آل محمّد صلوات اللّه عليهم خروج نمايد، ابتداء به مجازات بنى شيبه در مكّه مى پردازد، چون آن ها دزدان اوّليه اى هستند كه تمام اموال بيت اللّه الحرام را دزديده اند و بدين جهت دست آن ها را طبق دستور اسلام جدا خواهد كرد (1)

پی نوشتها:

1- عيون اخبارالرّضا عليه السلام : ج 1، ص 273، ح 5

منبع: کتاب چهل داستان و چهل حديث از امام زمان عليه السلام

http://www.elmolhoda.blogfa.com

+ نوشته شده در  شنبه دوم آبان 1388;ساعت 17:28;  توسط رسول گ.م;  | 

http://www.elmolhoda.blogfa.com

يكى از علل و اسباب غيبت امام زمان(عليه السلام) كه در روايات معصومين(عليهم السلام)آمده، اين است كه موضوع غيبت در اسلام چيز جديد و بى سابقه اى نيست، بلكه در امم پيشين نيز به صورت يك سنّت الهى جريان داشته است. از طرفى خداى متعال با ارسال پيامبران براى هدايت مردم، حجّت را بر همگان تمام كرده، و راه هر گونه عذر و بهانه جويى را بر افراد لجوج و بهانه گير بسته است.

از طرف ديگر پيامبران خدا(عليهم السلام) تمام تلاش و كوشش خويش را براى هدايت و ارشاد مردم به كار برده و در اين راه مصايب و مشكلات فراوانى را متحمّل مى شدند و بدون كم ترين توقّع و چشم داشتى، مردم را به سوى خدا دعوت مى كردند. متأسفانه مردم بر اثر جهل و نادانى بناى مخالفت با پيامبران خدا را مى گذاشتند و آن چنان عرصه را بر آنان تنگ مى كردند كه در مواردى چاره اى جز اختفا و غيبت نداشتند. به همين جهت براى مدّتى از نظر مردم پنهان مى شدند.

در اين زمينه روايات زيادى از حضرات ائمه معصومين(عليهم السلام)نقل شده است كه به عنوان نمونه به ذكر دو حديث بسنده مى كنيم.

«سُدَير از امام صادق(عليه السلام) نقل مى كند كه حضرت فرمود:

براى قائم ما غيبتى است طولانى.

عَرض كردم: چرا يابن رسول اللّه؟

حضرت فرمود:

به جهت اين كه خدا خواسته است كه سنّت و روش پيامبران گذشته را در مورد غيبت هايشان درباره آن حضرت نيز جارى كند; اى سدير! به ناچار غيبت آن جناب واقع خواهد شد. زيرا خداوند متعال فرموده است: «لَتَرْكَبُنَّ طَبَقاً عَنْ طَبَق» (1) سنّت گذشتگان درباره شما نيز جارى خواهد گشت» (2)  

«عبد اللّه بن فضل هاشمى از امام صادق(عليه السلام) نقل مى كند كه حضرت فرمود:

ناگزير براى صاحب الامر غيبتى خواهد بود، به طورى كه صاحب هر عقيده باطلى در مورد آن حضرت دچار شكّ و ترديد مى شود.

عبد اللّه گفت: جانم به فدايت! چرا؟

حضرت فرمود:

ما اجازه نداريم علّت آن را براى شما بيان كنيم.

عبد اللّه بار ديگر عرض كرد: حكمت غيبت آن حضرت چيست؟

حضرت فرمود:

حكمت غيبت آن حضرت، همان حكمت غيبت پيامبران و حجج پيشين خداوند است و تا بعد از ظهور آن حضرت علّت آن كشف نمى شود; همان گونه كه علّت سوراخ كردن كشتى و كشتن غلام و بپا نمودن ديوار توسّط خضر(عليه السلام) تا هنگام جدا شدن موسى(عليه السلام)از خضر براى آن حضرت روشن نشده بود» (3)  

http://www.elmolhoda.blogfa.com

ازاين دو روايت كه از امام صادق(عليه السلام) نقل شد، چند نكته استفاده مى شود:

1 ـ اصل وقوع غيبت حضرت مهدى(عليه السلام)، و به طول انجاميدن آن از هر دو روايت استفاده مى شود. زيرا روايت اول در طولانى شدن غيبت صراحت دارد، و در روايت دوم نيز به طولانى شدن غيبت اشاره شده است; به جهت اين كه حضرت فرمود:

«غيبت آن حضرت به گونه اى خواهد بود كه موجب شكّ و ترديد براى بعضى از افراد مى شود»

و چنين غيبتى طبعاً ملازم با طولانى بودن آن است.

2 ـ اين كه موضوع غيبت امام زمان(عليه السلام) چيز جديد و بى سابقه اى نيست; بلكه در پيامبران و حجج پيشين خدا نيز، وجود داشته است و همان علل و اسباب و حكمت هايى كه موجب غيبت آنها شده، غيبت آن بزرگوار را نيز موجب گرديده است.

3 ـ از روايت دوم استفاده مى شود كه خداوند به ائمه معصومين(عليهم السلام)نيز اجازه نداده است كه تمام علل و اسبابى را كه موجب غيبت حضرت مهدى(عليه السلام) شده، براى شيعيان بيان فرمايند و كشف آن ها را به بعد از ظهور آن حضرت موكول فرموده اند.

از اين نكته، نكته ديگر و بلكه نكات ديگرى مى توان استفاده نمود; زيرا امام صادق(عليه السلام) در پايان سخنانشان به عبد اللّه بن فضل فرمود:

«اى پسر فضل! موضوع غيبت مهدى(عليه السلام) امرى خدايى و سرّى از اسرار او و غيبى از غيب هاى اوست. از آن جايى كه ما مى دانيم خداوند حكيم است، تصديق مى كنيم كه تمام كارهاى او از روى حكمت است، گر چه علّت و سبب آن براى ما روشن نباشد» (4)  

آنچه لازم است اشاره كنيم آن است كه ما بايد بيشتر در زمينه شناخت حضرت مهدى(عليه السلام) و همچنين موضوع ولايت و امامت ائمه معصومين(عليهم السلام) فكر و انديشه خودمان را به كار گيريم و با تجزيه و تحليل عميق ترى در راستاى شناخت پيشوايان معصوم(عليهم السلام) گام برداريم.

اينجاست كه بايد در فكر و انديشه عميق ترى فرو رويم و بدانيم كه بعد از رحلت پيامبر گرامى اسلام چه رويداد بزرگى اتفاق افتاده بود كه خلفا و جانشينان به حق پيامبر اسلام، يعنى حضرت على(عليه السلام) و فرزندان معصوم آن بزرگوار، در طول دويست و شصت سال نتوانستند آن چنان كه مى بايست حرف دلشان را بزنند و حقيقت امر را براى شيعيان و ارادتمندان خود بيان فرمايند تا جايى كه بيان بسيارى از حقايق را به بعد از ظهور حضرت مهدى(عليه السلام) موكول فرمودند چنانكه در فرمايش امام صادق(عليه السلام) به عبداللّه بن فضل هاشمى گذشت.

پی نوشتها:

1- سوره انشقاق، آيه 19

2- كمال الدين، ج 2، ص 480، ح 6

3- بحارالانوار، ج 52، ص 91، ح 4

4- بحارالانوار، ج 52، ص 91، ح 4

منبع: کتاب جلوه هاى پنهانى امام عصر عليه السلام

http://www.elmolhoda.blogfa.com

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم مهر 1388;ساعت 13:20;  توسط رسول گ.م;  | 

http://www.elmolhoda.blogfa.com

دوران پس از ظهور حضرت مهدى (عليه السلام)، بدون شك، والاترين، شكوفاترين وارجمندترين فصل تاريخ انسانيّت است. دورانى كه وعده هاى خداوند در خلافت مؤمنان و امامت مستضعفان وراثت صالحان عملى مى گردد و جهان با قدرت الهى آخرين پرچمدار عدالت و توحيد، صحنه شكوهمندترين جلوه هاى عبادت پروردگار مى شود.

در احاديث مختلفه، گوشه هايى از عظمت آن دوران به تصوير كشيده شده است:

1 ـ حاكميت اسلام در سراسر هستى:

امام باقر (عليه السلام) در تفسير اين آيه از قرآن كريم: «و قاتلوهم حتى لاتكون فتنة و يكون الدّين للّه» (1) مى فرمايد:

«تأويل اين آيه هنوز نيامده است. پس زمانى كه تأويل آن فرا رسد، آنقدر از مشركين كشته مى شوند تا بقيّه، خداى عزّوجلّ را به آيين توحيد پرستش نمايند و هيچ آثارى از شرك باقى نماند، و اين امر در قيام قائم ما، تحقق خواهد يافت».

امام صادق (عليه السلام) نيز فرمود: «اذا قام القائم لايبقى أرض اِلاّ نودى فيها شهادة أن لا اِله اِلاّ اللّه و أنّ محمداً رسول اللّه» (2)  

«زمانى كه حضرت قائم قيام كند، هيچ سرزمينى نمى ماند مگر اينكه نداى شهادتين ـ لا اِله اِلاّ اللّه و محمد رسول اللّه ـ در آن طنين اندازد».

2 ـ اقامه كامل حدود الهى:

امام كاظم (عليه السلام) در تفسير آيه شريفه «يحيى الأرض بعد موتها» (3) با اشاره به قيام حضرت مهدى (عليه السلام) فرمود:

«مراد اين نيست كه خداوند زمين را با باران زنده مى كند، بلكه خداوند مردانى را بر مى انگيزد كه زمين را با احياى عدالت و اقامه حدود الهى زنده مى سازند» (4)  

3 ـ احياى قرآن و معارف قرآنى:

اميرالمؤمنين (عليه السلام) با اشاره به قيام حضرت مهدى (عليه السلام) فرمودند:

«كأنّى أنظر إلى شيعتنا بمسجد الكوفة. و قد ضربوا الفساطيط يعلّمون النّاس القرآن كما أنزل.» (5)  

«گويا شيعيان ما اهلبيت را مى بينم كه در مسجد كوفه گرد آمده و خيمه هايى زده اند و در آنها قرآن را آنچنانكه نازل شده است به مردم مى آموزند».

مولا على (عليه السلام) در خطبه اى ديگر، در باره عمل كَردِ حضرت مهدى(عليه السلام) پس از ظهور فرمودند:

«يعطف الهوى على الهدى اذا عطفوا الهدى على الهوى و يعطف الرأى على القرآن اذا عطفوا القرآن على الرأى.» (6)  

«آن هنگام كه مردم هدايت را تابع هواى خويش قرار داده باشند، او مى آيد و خواسته هاى نفسانى را به تبعيّت از هدايت مى كشاند.

و آن زمان كه مردم قرآن را مطابق نظر و رأى خود توجيه كرده باشند، او مى آيد و رأى و انديشه را به خدمت قرآن مى گيرد و آن را در مطابقت با قرآن شكل مى بخشد» (7)  

4 ـ گسترش عدالت و رفع ستم:

رسول اللّه(صلى الله عليه وآله وسلم) فرمود: «المهدى من ولدى، تكون له غيبة. ادا ظهر يملأ الأرض قسطاً وعدلا كما ملئت ظلماً و جوراً.» (8)  

«مهدى(عليه السلام) از فرزندان من است. او را غيبتى هست. زمانى كه ظهور كند، زمين را از قسط و عدل پر سازد چنانكه از ظلم و جور پر شده باشد».

اين حديث و نظاير آن، در كتب شيعه و سنى، از شهرت و تواتر فوق العاده اى برخودار است. و در اغلب آنها عناوين قسط و عدل در كنارهم آمده است كه يقيناً فرق هايى با يكديگر دارند. مانند اينكه گفته اند: عدل اعم از قسط است. قسط فقط رعايت حق ديگران است و عدل، رعايت حق همه چيز و همه كس; قسط فقط در مورد ديگران بكار مى رود و عدل در مورد رابطه انسان باخود، باخدا و با ديگران; قسط ضد جور است و عدل ضد ظلم.

5 ـ تجديد اسلام:

امام صادق (عليه السلام) فرمود: «اذا قام القائم (عليه السلام) دعا الناس إلى الاسلام جديداً» (9)  

«زمانى كه حضرت قائم (عليه السلام) قيام مى كند مردم را مجدّداً به اسلام فرا مى خواند».

دوران پر فراز و نشيب پس از رحلت پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) و روى كار آمدن اسلام خلافت، موجبات تحريف و توجيه مبانى اسلامى و معارف دينى را فراهم كرد. و دور ماندن مردم از اهلبيت (عليهم السلام) كه پاسداران حريم اسلام ناب محمّدى بودند، خصوصاً در دوران غيبت طولانى امام زمان(عليه السلام)، چنان فكر و انديشه مسلمين را با حقايق وحى بيگانه كرد كه امام صادق (عليه السلام) به دنبال همان فرمايش فوق مى فرمايد:

«او دو باره مردم را به اسلام دعوت مى كند و به امرى هدايت مى كند كه از ميان رفته است و مردم، از مسير آن گمراه شده اند. همانا حضرت قائم (عليه السلام)، «مهدى» ناميده شده است به خاطر آنكه به امرى گم شده هدايت مى كند و «قائم» ناميده شد از آن رو كه به «حق» قيام مى كند» (10)  

امام باقر(عليه السلام) در باره سيره حضرت مهدى(عليه السلام) فرمود:

«آنچه را پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) انجام داد او نيز انجام مى دهد، بنيانهاى پيشين را در هم مى شكند، چنانكه رسول اللّه(صلى الله عليه وآله وسلم) امر جاهليت را در هم شكست، و او اسلام را دو باره از سر مى گيرد. «و يستأنف الاسلام جديداً» (11)  

6 ـ كمال دانش و معرفت:

امام صادق (عليه السلام) فرمود: «علم بيست و هفت حرف است ـ بيست و هفت قسمت دارد ـ همه معارفى كه پيامبران صلوات اللّه عليهم آورده اند، دو حرف است. پس مردم تا امروز بيش از اين دو حرف را نشناخته اند. «فاذا قام قائمنا أخرج الخمسة و العشرين حرفاً فبثَّها فى النّاس و ضممّ اليها الحرفين» پس زمانى كه قائم ما قيام كند بيست و پنج حرف ديگر را ظاهر ساخته و با آن دو حرف قبلى ضميمه ساخته و در بين مردم منتشر گرداند» (12)  

ابزار دانش اندوزى آنچنان گسترش مى يابد و فراگيرى معارف آنقدر آسان مى شود كه همگان در همه جا به زينت علم و معرفت دست مى يابند و از دانش يكديگر بى نياز مى شوند.

امام باقر (عليه السلام) فرمود:

«تؤتون الحكمة فى زمانه، حتّى أنّ المرأة لتقضى فى بيتها بكتاب اللّه تعالى و سنّة رسول اللّه(صلى الله عليه وآله وسلم)» (13)  http://www.elmolhoda.blogfa.com

«در زمان حضرت مهدى (عليه السلام)، به دانش و حكمت دست مى يابيد تا آنجا كه زن در خانه اش، بر اساس كتاب خداى تعالى و سنّت رسولخدا (صلى الله عليه وآله وسلم) قضاوت مى كند».

و اميرالمؤمنين (عليه السلام) در باره دوران پس از ظهور مهدى (عليه السلام)فرمود:

«يُقذف فى قلوبهم العلم، فلايحتاج مؤمن إلى ماعند اخيه من علم» (14)  

«دانش در دلهاى مؤمنين انداخته مى شود، در آن زمان مؤمن، نيازى به دانش برادر ايمانى خويش پيدا نمى كند».

7 ـ رشد عقلى:

امام باقر (عليه السلام) فرمود: «اذا قام قائمنا وضع اللّه يده على رئوس العباد فجمع بها عقولهم و كملت به احلامهم» (15)  

«آن زمان كه قائم ما (عليه السلام) قيام كند، خداوند دستش را بر سر بندگان گذارد و بدين وسيله عقول آنان را جمع كند و سامان بخشد و فكر و انديشه آنان را كامل گرداند».

اگر پذيرفته باشيم كه «همه خوبى ها را به عقل مى توان دريافت» (16)  

و «دين انسان به عقل اوست و هر كه عقل ندارد دين ندارد» (17)  

و «عقل راهنماى انسان مؤمن است» (18)  

و «دين شخص، استقامت نيابد مگر آنكه عقل وى استقامت يابد» (19)  

و دين شخص را بايد به ميزان عقل او سنجيد كه «نبايد اسلام كسى شما را به شگفت آورد، مگر زمانى كه كنه و عمق عقل او را در يابيد» (20)  

و ارزش عمل خير را بايد به مقدار عقل شخص دريافت كه «مردم كارهاى شايسته مى كنند، امّا پاداش خويش را روز قيامت به قدر عقولشان دريافت مى دارند» (21)  

اگر كلام پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) را ـ در آنچه نسبت به اهميت عقل و نقش حياتى آن ذكر شد ـ باور داشته باشيم، بهترين ره آورد ظهور حضرت مهدى(عليه السلام)را در همين ويژگى جستجو مى كنيم. از آن رو كه ريشه همه مشكلات ما ـ در نفس ابتلاى به غيبت و در خسارتهايى كه به دنبال غيبت مولايمان دامنگيرمان شده ـ در كم سويى نور عقل، و تيرگى آيينه انديشه صحيح است.

8 ـ امنيّت و آسايش:

در زمان او «گوسفند وگرگ» و «گاو و شير» و «انسان و مار» به امنيت مى رسند (22) از صحف ادريس (عليه السلام) نقل شده:

«در زمان خروج قائم آل محمد (صلى الله عليه وآله وسلم)امنيت به زمين بخشيده مى شود، ضرر رسانيدن و ترس از يكديگر از بين مى رود. درندگان و حيوانات اهلى بين مردم زندگى مى كنند و برخى از آنان برخى ديگر را آزار نمى رسانند» (23)  

اميرالمؤمنين (عليه السلام) فرمود: «تمشى المرئة بين العراق و الشام لاتضع قدميها اِلاّ على النبات و على رأسها زينتها. لايهيجها سبع ولاتخافه» (24)  

«در دولت حضرت مهدى (عليه السلام) زنى بين عراق و شام راه مى پيمايد در حالى كه گامش را ـ از كثرت آبادانى زمين ـ جز بر سبزه و گياه نمى نهد. و با اينكه زينت و زيور خويش را بر سر و چهره دارد هيچ درنده اى به او حمله نمى كند و آن زن ـ در اثر اطمينان به امنيّت موجود ـ ترسى به دل راه نمى دهد».

9 ـ يگانگى و اتحاد و محبّت:

اميرالمؤمنين (عليه السلام) از رسول اللّه (صلى الله عليه وآله وسلم) مى پرسد: آيا مهدى (عليه السلام)از بين ما، خاندان محمد (صلى الله عليه وآله وسلم) است يا از غير ماست؟ رسولخدا مى فرمايد:

«نه; بلكه از بين ماست. خداوند دين را به او خاتمه مى بخشد چنانكه به ما آغاز فرمود. و مردم به وسيله او از فتنه ها رهايى مى يابند چنانكه به وسيله ما از شرك نجات يافتند. و خداوند به وسيله او بعد از دشمنى و فتنه، الفت برادرانه ايجاد مى كند چنانكه بوسيله ما بعد از دشمنى شرك، الفت در دين ايجاد فرمود.» (25)  

و اميرالمؤمنين (عليه السلام) فرمود: «و يؤلّف به بين القلوب المختلفه» (26)  

«و خداوند به وسيله حضرت مهدى (عليه السلام) بين دلهاى مخالف، الفت و دوستى ايجاد مى كند».

و در حديثى ديگر فرمود: «لوقد قام قائمنا، لأنزلت السماء قطرها ولأخرجت الأرض نباتها و اذهبت الشحناء من قلوب العباد» (27)  

«اگر قائم ما قيام نمايد، آسمان، بارانش را نازل كند و زمين، گياهانش را بروياند و كينه و دشمنى و ستيزه جويى از دلهاى بندگان برود».

10 ـ تطهير زمين از گناه:

امام صادق(عليه السلام) در بيان حال مردم پس از ظهور مهدى(عليه السلام)فرمود:

«و لا يعصون اللّه عزّوجلّ فى ارضه» (28) در زمين به نافرمانى خدا نمى پردازند.

پي نوشتها:

1- سوره انفال آيه 39. «با آنان بجنگيد تا زمانى كه فتنه نماند و دين، تماماً براى خدا باشد.»

2- بحار الانوار جلد 52 صفحه 340 به نقل از تفسير عياشى.

3- سوره حديد آيه 17.

4- مكيال المكارم جلد 1 ص 81

5- بحار الانوار جلد 52 ص 364

6- ـ نهج البلاغه ـ صبحى صالح ـ خطبه 138، ص 195، قطع جيبى

7- ترجمه آزاد

8- ينابيع المودة ص 448

9- بحار الانوار جلد 51 صفحه 30

10- مدرك پيشين همان حديث

11- مكيال المكارم جلد 1 صفحه 57 حديث 98

12- بحار الانوار جلد 52 صفحه 336 حديث 73

13- بحار الانوار ج 52 ص 352 به نقل از كتاب غيبت نعمانى

14- بحار الانوار ج 53 ص 86

15- منتخب الاثر فصل 7 باب 12 ص 483 به نقل از كافى

16- «انما يدرك الخير كله بالعقل» حديث 901 نهج الفصاحه پيامبر اكرم (صلى الله عليه وآله وسلم)

17- «دين المرء عقله و من لاعقل له لادين له» مدرك پيشين حديث 1581

18- «العقل دليل المؤمن» مدرك پيشين حديث 1961

19- «لا استقام دينه حتّى يستقيمَ عقله» مدرك پيشين حديث 2619

20- «لايعجبكم اسلام رجل حتى تعلموا كنه عقله» مدرك پيشين حديث 2469

21- «الناس يعملون الخيرات. و انّما يُعطون اجورهم يوم القامة على قدرعقولهم.» مدرك پيشين حديث 3155

22- ـ بحار الانوار ج 51 ص 61

23- بحار الانوار ج 52 ص 384

24- مكيال المكارم جلد 1 صفحه 101 حديث 228

25- بحار الانوار جلد 51 حديث 34 از كتاب چهل حديث حافظ ابونعيم

26- مكيال المكارم جلد 1 صفحه 52 حديث 85

27- مدرك پيشين صفحه 101 حديث 228

28- منتخب الاثر صفحه 497 ـ حديث 8

منبع: كتاب امامت، غيبت، ظهور

http://www.elmolhoda.blogfa.com

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم مهر 1388;ساعت 16:35;  توسط رسول گ.م;  | 

وظيفه شيعيان در زمان غيبت امام زمان (عج)

http://www.elmolhoda.blogfa.com

1- رجوع به دين شناسان:

«و اما الحوادث الواقعه، فارجعوا فيها الى رواه حديثنا فانّهم حجّتى عليكم و أنا حجّة اللّه».

«امّا در پيشامدهاى روزگار، به راويان احاديث ما مراجعه كنيد، زيرا آنان حجت من بر شما هستند و من حجت خدا بر آنان هستم.»

2- محبّت ورزيدن:

«فليعمل كلّ امرء منكم ما يقرب به من محبّتنا».

«پس هر يك از شما بايد به آنچه او را به مقام محبّت ما نزديك مى كند، عمل نمايد.»

3- دورى از گناه:

«فليدعوا عنهم اتّباع الهوى».

«همگان بايد گناه و پيروى از هواى نفس را ترك كنند.»

http://elmolhoda.blogfa.com

4- تقوى و تسليم:

«فاتّقوا اللّه و سلموا لنا وردّ والامر الينا فعلينا الاصدار كما كان منا الايراد».

«تقواى الهى پيشه كنيد و تسليم ما باشيد و امر دين را به ما ارجاع دهيد، زيرا بر ماست كه شما را سيراب از سرچشمه بيرون آوريم همچنانكه ما شما را به سرچشمه برديم.»

5- دعاى زياد:

 «اكثرو الدعاء بتعجيل الفرج فانّ ذلك فرجكم».

«براى نزديك شدن ظهور و فرج، زياد دعا كنيد كه به راستى همين دعا، فرج شماست.»

6- كسب معارف از اهل بيت(عليهم السلام)

 «طلب المعارف من غير طريقنا اهل البيت مساوق لانكارنا».

«جستجوى معارف و دانش ها، جز از طريق ما اهلبيت، مساوى با انكار ما است.»

منبع: كتاب غيبت ، ظهور، امامت

http://www.elmolhoda.blogfa.com

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم مهر 1388;ساعت 17:43;  توسط رسول گ.م;  | 

http://elmolhoda.blogfa.com


دوران غيبت صغرى با ويژگى هايى از ادوار پيشين و پسين خود، باز شناخته مى شود. از جمله مهم ترين وجوه تمايز اين دوران با دوره هاى پيشين يعنى عصر حضور ائمه عليهم السّلام در راءسجامعه ى شيعه - محروم ماندن شيعيان از فيض حضور آشكار امام عليه السّلام در متن جامعه است .
تا سال 260 ه‍. ق . شيعيان ، به جز در زمان هايى كه امامان شيعه عليهم السّلام در زندان به سر مى بردند يا در خانه ى خود زير نظر بودند، آزادانه با آنان ارتباط داشتند و به طور مستقيم از هدايت و فيض معنوى آنان بهره مند مى گشتند. دراين سال با شهادت امام حسن عسكرى عليه السّلام ، به ناگاه شيعيان با وضع پيش بينى نشده اى روبه رو شدند. آنان به يك باره ، امام خويش را در پس ‍ پرده ى غيبت يافتند. به طور طبيعى ، نخستين پرسش و چشم داشت شيعيان در شرايط جديد، اين بود كه چگونه مى توانند با امام خويش ، ارتباط برقرار كنند و چاره ى مشكل هاى خويش را از او بجويند.
اين پرسش بى پاسخ نماند و در نخستين فرصت پس از آغاز غيبت صغرى ، راه دست يابى به امام عليه السّلام و چگونگى ارتباط با او در شرايط پديد آمده ، به آگاهى گروهى از شيعيان رسيد. يكى از روايت هاى تاريخى بر جا مانده از آن دوره كه بر مدعاى ياد شده ، دلالت دارد، گفته ى شيخ صدوق درباره ى گروهى از شيعيان قم است . آنان مانند هميشه ، براى ديدار با امام عسكرى عليه السّلام و تقديم هديه هاى مالى و وجوه شرعى و نامه هاى حاوى سؤ الات شيعيان قم ، به سامراء رفته بودند.

اين گروه در سامراء با شهادت امام يازدهم عليه السّلام و ادعاى دروغين امامت از سوى جعفربن على الهادى - برادر امام عسكرى عليه السّلام - روبه رو شدند. چون جعفر - كذاب - نتوانست نشانه هاى لازم براى اثبات امامت خويش ‍ را به آنان ارايه دهد، پس از سرگردانى و گذر از مشكلاتى ، راه بازگشت در پيش گرفتند. همين كه به بيرون شهر سامراء رسيدند، پيك امام دوازدهم (عج ) با آنان ديدار كرد. بدين ترتيب ، آنان به درك فيض ديدار با آن بزرگوار موفق شدند.

http://elmolhoda.blogfa.com

آن حضرت در همين ديدار به گروه قمى ها فرمود كه از آن پس براى ديدار يا انجام امور مربوط به امام عليه السّلام ، ديگر به سامراء نروند؛ زيرا ايشان براى انجام امور ياد شده ، نماينده اى در بغداد خواهد گمارد (1)
گذر زمان نشان داد كه نماينده ى گمارده شده در بغداد، همان عثمان بن سعيد عمرى نخستين سفير و نايب ناحيه ى مقدّسه در دوران غيبت صغرى است كه جامعه ى شيعه را حتى در دورترين سرزمين هاى شيعه نشين جهان اسلام ، رهبرى مى كرد (2)
عثمان بن سعيد عمرى ادامه دهنده ى راهى بود كه سال ها پيش از دوران غيبت صغرى و از سوى امام صادق عليه السّلام آغاز شده بود (3) عثمان بن سعيد عمرى ، در راءس آن قرار داشت ، سازمانى پنهانى با هدف هاى مشخص بود كه از آن با نام سازمان يا نهاد وكالت و يا نظام الاموال والوكلا ياد مى شود (4)

پي نوشتها:

1- كمال الدين و تمام النعمة ، محمدبن على بن بابويه قمى ، ملقّب به شيخ صدوق ، به تصحيح : على اكبر غفارى ، قم ، انتشارات جامعه ى مدرّسين ، 1416 ه‍.ق ، ص 476.
2- الغيبة ، ابوجعفر محمدبن حسن طوسى ، ملقّب به شيخ طوسى ، بيروت ، دارالكتاب الاسلامى ، 1412 ه‍.ق ، ص 216
3- همان ، ص 210.
4- مكتب در فرآيند تكامل ، سيد حسين مدرسى طباطبايى ، ترجمه : هاشم ايزد پناه ، ايالات متحده ، نيوجرسى ، نشر داروين ، 1374 ه‍.ش ، ص 15؛تاريخ سياسى غيبت امام دوازدهم (عج )، جاسم حسين ، ترجمه : سيد محمّد تقى آيت اللّهى ، تهران ، امير كبير، 1367 ه‍.ش ، ص 134؛
Der in ,"imams zwolften des safire ersten beiden Die" .212 p,(1939) xxv ,Ali Javad r.D ,Islam

نوشته: محمد رضا جبارى

منبع: كتاب انتظار

http://elmolhoda.blogfa.com

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم شهریور 1388;ساعت 22:6;  توسط رسول گ.م;  |